فرهنگ لغات روزمره
مرگ: همان بیهوشی موقت سابق
موتور سیکلت: پیشرفته ترین وسیله برای ارتکاب جرم
گربه: تا چند ساله دیگر مثل دایناسورها منقرض می شود
نان: گرانتر از خیلی چیزها
سیگار: حالا دیگر نه به سن و سال مربوط است نه به جنسیت
ازدواج: پایان عشق
بنزین: ای چراغ هر بهونه از تو روشن از تو روشن
وام: می گیرند تا بدهی هایشان را بدهند و خود کشی نکنند
تابلو: بعضی ها می خرند بعضی ها می فروشند بعضی ها می شوند
زندان: نوعی دانشگاه
عشق: اشق یا عشغ
+
نوشته شده در ساعت توسط دختر باران
|