سراب نه در بیابانم نه تشنه ،
اما ... سراب می بینم گیج،
سردرگم نمی دانم...
به هر سو که می نگرم
رحم کنید دیدگان من
اشک هایم فاصله ی بین چشمهایمان را فریاد می کند
RSS