امشب با تو سفري طولاني را به اقصي نقاط عالم وجودمان كردم
چه كوه ها و دشت ها و درياها
را كه با تو در نورديدم
و در ميان اين هياهوي جستجو قعر دره تفكري كه از ميان آن رودخانه ايي جاري بود
تو را از من در ربود
تو با رود رفتي به سرزمين هاي دور و بكر
من ماندم و كوه جنگل و دره و هواي ابري اي كاش باران ببارد
+
نوشته شده در ساعت توسط دختر باران
|