تبليغاتX
عشق یعنی باران... - قصه آدم



قصه آدم ، قصه یک دل است و یک نردبان
قصه بالا رفتن، قصه پله پله تا
قصه آدم قصه هزار راه است و یک نشانی
قصه جست و جو ، قصه از هر کجا تا او
قصه پیله است و پروانه
قصه تنیدن است و پاره کردن
قصه به درآمدن ، قصه پرواز...
من اما هنوز اول قصه ام
قصه همان دلی که روی اولین پله مانده است
دلی که از بلندی واهمه دارد، از افتادن
پایین پای نردبانت چقدر دل افتاده است
دست دلم را میگیری ؟؟؟
مواظبی که نیفتد؟
من هنوز اول قصه ام،قصه هزارو یک نشانی
نشانی ات را گم کرده ام
باد وزرید و نشانیت را برد
نشانی ات را دوباره به من میدهی ؟
با یک چراغ و یک ستاره قطبی؟
من هنوز اول قصه ام، قصه پیله و پروانه
کسی پیله بافتن یادم نداده است
به من می گویی پیله ام را چطوری ببافم؟
پروانگی ام را یادم میدهی؟
دو بال ناتمام و یک آسمان
من هنوز اول قصه ام قصه ی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دختر باران  |