کنار پنجره نشته ام و به عشق بازی ماه و ستاره نگاه میکنم.
میخوام یه چیزی از ماه بپرسم که دلم نیومد مزاحم درددل دو تا عاشق معشوق بشم.!
تا صبح صبر میکنم,اما وقتی صبح اومدم از خورشید بپرسم آسمون اومد و دلشو تیره و تار کرد..!با خودم گفتم باشه اصلا از ابر میپرسم, اومدم سوالمو بپرسم..!
یه دفعه بارون با تموم وجود پرید تو بغلم و حواسمو پرت کرد...
رفتم سراغ جنگل,اما دل جنگل عزاداربهار بود و جوابی به من نداد..!
بعد از کلی فکر دیدم اگه از خودت بپرسم بهتره..!
عزیزم هنوزم دوستم داری..؟؟؟!