.:: عشق یعنی باران... ::.
چه اشتباهی کردم که اسمتو آوردم...خوبیش اینه لااقل واست قسم نخوردم...راستی چه عالمی بود اگه بدا نبودن...جدا میشیم ما از هم چون خیلی ها حسودن...دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب...توخیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب...عکسا و هدیه هاتم میدم به یه واسطه...تا که به خیر و خوشی تموم شه این رابطه...حرفای عاشقونه همش ماله قدیمه...مثل همون حرفها که ما به هم زدیمه...هر وعده ای که دادی به هر کسی عمل کن...غصه هاشو یه جوری با مهربونی حل کن...نذار که عشقت واسش مشکل و دردسر شه...نذار که از دست تو راهی یه سفر شه...چه وقتهایی حروم شد با تو سر قرارا... تکلیفا روشن میشه همیشه تو بهارا...گناه تو همین بود نداشتن صداقت...اما گناه من بود,نکردن خیانت...دیگه خدا نگهدار لحظه های قیمتی...منو ببخش عزیزم هر کی داره قسمتی...دنیا رو هم اگه بدی دلم ازت صاف نمیشه...دلی که بشکنه و کدر شه شفاف نمیشه...نه دیگه(دوستت دارم)محاله باورم بشه...اسم تو,تو دلم محاله جا بشه...حیف اون بتی که از تو برای خودم ساخته بودم...من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم...اصل مطلب اینه که برو پی کاره خودت...دیگه نمیخوامت,لعنت به تو و اون روز تولدت....حیف شبهام که نشستم با خیالت زیر مهتاب...حیف وقتی که طلف شد واسه دیدن تو خواب...حیف عشق باوفایم,حیف عشق و اعتمادم...خیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم...حیف فرصتهای نقرم,حیف عمرم و دقیقه م...حیف هر چی به تو گفتم,راست راستی حیف سلیقه م...حیف اشکایی که ریختم واسه تو دم سپیده...حیف احساس طلاییم,حیف این عشق و عقیده...حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود...حیف عاشقیم,که میگفتی اولش کاره خودت بود...حیف قلبم که دادمش روزی دستت امانت...حیف اعتماد اون روز,حیف واژه خیانت...ما که رفتیم,یادت باشه دیوونه بودیم...واسه تو اسیر,یه عمرکنج این خونه بودیم...ما که رفتیم,تو بمون با هر کی که دوستش داری...با اونی که پنهونی سر روی شونش میزاری...ما که رفتیم,تو بشین زیر نگاه عاشقش...آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش...ما که رفتیم,تو برو دنبال طالع خودت...اون وقت ببینم سال دیگه کی میاد تولدت...ما که رفتیم,تو بمون با اون که تازه از راه اومده...اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده...ما که رفتیم,دیگه دل ندادیم به عشق کاغذی...لااقل میومدی پیشم واسه خداحافظی...
 : دختر باران